آراد و ارشیداآراد و ارشیدا، تا این لحظه: 14 سال و 11 ماه و 22 روز سن داره

آراد و آرشیدا ماه و خورشید مامان و بابا

3 ماهگی امیدهای زندگی من

1390/11/5 11:07
نویسنده : افسانه عسلی
1,217 بازدید
اشتراک گذاری

آراد و آرشيداي من امروز 3 ماهشون تموم ميشه و وارد 4 ماهگي ميشن.با خنده ها و حرف هاي شيرينشون من رو از كار و زندگي انداختن.
كافيه بشينم كنارشون تا سفره دلشون باز شه...مدام و يكريز ميگن:ااگييييي.....گووووو....گوووگووو.....گييييي....بووووووووووو......ااااوووووو...
وقتي هم كه گرسنه باشن:اااوووووونگا...پسرم كه بار اول يه اونگاي كوتاه ميگه....كمي كه ميگذره،كشيده تر ميشه....اگه شير دير بهش برسه كه پشت سر هم مثل يه نوار كه روي تكرار ميگه:اونگا...اونگا...اونگا
دخترم هم گردنشو كج ميكنه با ناز و ادا و صداي ملايم ميگه:اينگااااااااا
اگه پيپي كرده باشن يا جاشون خيس باشه هم با داد و بيداد ميگن: نه.....نههه....نهههههههههههه
با چشماي نازشون من و باباشون رو هر جا كه ميريم تعقيب ميكنن....حتي اگه از بالاي سرشون رد بشيم تا جاييكه ممكنه سرشون و چشماشون رو به بالا ميگردونن...انقده ناز ميشن كه .....
اگر هم حركت موزون ببينن انقدر دست و پا تكون ميدن كه حد نداره....هم تشويق ميكنن و هم خودشون مي رقصن...
1 هفته اي هست كه شبا از 9 به بعد با هر كلك و ترفندو حركت موزون و شكلك و قلقلك و بازي و آواز ....بيدار نگرشون مي دارم تا حدود نيمه شب...بعدش خيلي خوب مي خوابن و فقط وقتي گرسنه ميشن كمي سروصدا ميكنن كه تا قبل از اينكه كامل بيدار بشن بهشون شير ميدمو دوباره مي خوابن
تفاوتهاي رفتاريشون از اول كاملا" معلوم بود و الان بيشتر هم شده...پسرم براي خوابيدن كافيه جاش خشك و تميز باشه و شكمش هم سير باشه اما دخترم بايد بغلم باشه...انقدر سرشو اينور اونور ميكنه تا لپشو جايي بزاره كه بدون لباس باشه و با پوستم در ارتباط باشه...بعدش دستاي كوچولوشو تا حد امكان به دورم حلقه ميكنه و لالا ميكنه...اگه خوابش عميق نشده باشه،وقتي ميخوام بزارمش توي تختش،با انگشتاي نازش به لباسم چنگ ميزنه.
هر كدوم دنياي خاص خودشون رو دارن كه شيرين و زيبا و جذابه.

خدا جون...خودت از همه نی نی ها و نی نی قلو های من محافظت کن.آمیییییییین. 

خیلی دوستتون دارم نازنین های من...ماچماچ

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (8)

مامان مسافر كوچولو
5 بهمن 90 11:40
سلام مامان افسانه.نيني هاي خيلي نازي داري عزيزم.مواظبشون باش.مامان بودن در كنار سختيهايي كه داره شيريني توصيف ناپذيري داره.راستي ماماني با اجازه لينكتون كردم اگه دوست داري مارو هم لينك كنين
مامان تارا و باربد
6 بهمن 90 18:12
مبارك باشه گلم خسته نباشي اگرچه نازنگاه اين شيطونكا تمام خستگي رو از بدن مادر و پدر دور مي كنه
شبنم
9 بهمن 90 14:24
عزیزم 3ماهگی 2قلوهای نازت مبارک باشه.الهی همیشه نظاره گر لحظه های شادشون باشی.
کیتکس
9 بهمن 90 15:35
ای جااااااااااااااااااااااااااان قلو قلو!!!!! ماشاالله مامانه " آراد و آرشیدا "جون بدوووووو دیره دسته دلبندت رو بگیر و بیا وبلاگمون رو بخون که می خواهیم از دستایه عمو پورنگه تلوزیون جایزه رو بگیریم و باهاش عکس بندازیم و خوشحالی کنیم کجا؟ خوب توی نمایشگاه نوزاد، کودک، نوجوان " کیتکس" بدووو دیر شد منتظرتون هستم (با اجازه به قلبم لینکتون کردم، شما هم اگه دوست داشته باشین ما رو لینک کنید
khale joon
11 بهمن 90 1:49
الهی من فدای این هندونه بشم عزیزم. خاله فداتون عشقمیــــــــــــــــــــــــــــن خاله بـــــــــــــــــــوس
دنیا
19 بهمن 90 14:07
ای جااااااااااااااانم فدای اون زبون بی زبونیشون بشم افسانه جون خیلی خوش ذوقی وبلاگ قشنگی دارین .با اجازه لینکتون کردم .اگه بهمون سر بزنی خوشحالمون میکنی عزیزم
مامان اميررضا
2 اسفند 90 11:11
نازييييييييييييي ماماني اپم زودي بيا
امیررضا
27 تیر 91 14:36
سلام مامانی.من از حج برگشتم منتظرتونم